Thursday, August 20, 2009

Ahmadinejad and women in his cabinet


اقای احمدی نژاد ما را ببازی نگیرید
روحی شفیعی


چند سال پیش برای شرکت در کنفرانسی در قاهره بودم. در یک رستوران با دوست ایرانیم مشغول صحبت بودیم که پیشخدمت غذایمان را اورد و بعد از انکه روی میز چید ایستاد، به سخنان ما چند ثانیه ای گوش داد و بعد مودبانه پرسید چه زبانیست که صحبت میکنیم. زمانیکه باو گفتیم ایرانی هستیم و فارسی صحبت کنیم صورتش از شوق گل گرفت و با دستپاچگی پرسید چه زمانی بمب اماده انداختن میشود. ما که از سوال او مبهوت شده بودیم دقایقی طول کشید تا ماجرا را حدس بزنیم و با دقت و حوصله برایش توضیح دهیم که ما در حال ساختن بمبی نیستیم و او هم نباید چنین ارزوهائی را در سر بپروراند چونکه برای رام کردن و معامله با اسرائیل قطعا راههای دیگری نیز و جود دارد تا امید به انکه ما، یعنی ایرانیها بمب اتم بسازند و بر سر اسرائیلیها بیاندازند. پیشخدمت بیچاره که از توضیحات ما قانع نشده بود سری تکان داد و از ما دور شد. این ماجرا درست هم زمان با بیرون اوردن صدام از ان سوراخ و نشان دادن او در تلویزیونها ی عربی بود و میشد احساس خشم و ناامیدی و تحقیر را در صورت مردم کوچه و بازار و شرکت کنندگان کنفرانس مشاهده کرد.
اما این مقدمه ای بود به انچه که من پدیده- احمدی نژادش- میخوانم . پدیده ای که در چند سال گذشته با درک خواسته های توده عرب و مسلمانان سایر کشورها حرفهای نوظهور میزند که ربطی بما ایرانیها ندارد اما ان بیچاره پیشخدمت را امیدوار به انچه میکند که رهبران خود ان کشورها باید حل و فصلش کنند. پدیده احمدی نژاد به این هم خلاصه نمیشود. عطش در صحنه ماندن وکارهای خارج از انتظار کردن این اقای رئیس کودتا در همه زمینه ها میتواند تجلی کند. مثل همین معرفی دو یا سه زن در کابینه خود که توانست برای یک روز او را دوباره وارد رسانه ها کند.
نویسنده طی هفته های بعد از کودتا طی مصاحبه های متعدد با تلویزیونهای عربی تا انجا که امکان داشت سعی کرد تا به توضیح پدیده احمدی نژاد بپردازد زیرا که بنظر میرسد درک این فرد و اعمال بیرویه اش برای اعراب از اهمیت ویژه برخوردار است. در هفته های بلافاصله بعد از کودتا و بویژه پس از ماجرای ندای ایران، نشان دادن مداوم صحنه قتل او از این تلویزیونها قلب هر بیننده ای را بدرد میاورد چه رسد به من ایرانی که باید در مورد این حوادث توضیح میدادم. حا ل بعد از چند هفته که در ارامش تبلیغاتی بودم با اعلام تلویزیونی انتخاب چند زن در کابینه اقای احمدی نژاد، تلفن دستی من به صدا در امد و تهیه کننده خبر گزاری الجزیره تقاضای مصاحبه داشت! با مهربانی از حضوردر استودیو معذرت خواستم زیرا که واقعیت ان بود که نمیدانستم در ان فرصت کوتاه چه تحلیلی از این پدیده جدید ارائه دهم. نیاز به خواندن و فکر کردن داشتم. به جنگل نزدیک حانه ام رفتم و با خود اندیشیدم چگونه میتوانم این مسئله را برای کسی توضیح دهم بدون اینکه دچار تناقض شوم. ورود چند زن به کابینه در جمهوری اسلامی میتواند فی النفسه عملی مثبت ازریابی شود. اما. امایش را میتوان در چندین حوزه توضیح داد. اول انکه باید پرسید اقای احمدی نژادی که در هفته های مبازره انتخاباتی برای زنان بعنوان نیمی از جمعیت ایران با خواسته های مشخص که نمایندگان انها در سطح وسیع مطرح میکردند و سایر کاندیداها با انها برخورد کرده بودند، تره هم خورد نکرد. اصلا برای هیچکس تره خورد نکرد، چونکه میدانست چگونه قرار است رئیس جمهور شود! بنابراین مسئله باید باین صورت باشد که یا مردان مطابق سلیقه رئیس جمهور انتصابی بحد نصاب نیستند و در نتیجه ایشان از سر ناچاری بزنان روی اورده است و یا وجود چند زن را در کابینه از انجهت مفید دانسته که سر بزیر ترند و وفادارترو کار با انها بهتر پیش میرود و یا خوسته است با این عمل هم خود را طرفدار زنان جلوه دهد و از طرف دیگر به روحانیون مخالف خود وهم مخالف حضور زنان هم دهن کجی کند و یا همانطور که با وقاحت شال سبز بر گردن انداخت، به انهائی که حقشان را خورد و رایشان را دزدید بگوید من همه طرحهای شما را نسخه برداری میکنم و کاری هم از دستتان ساخته نیست. مسئله هر چه باشد در تحلیل نهائی انقدر حائز اهمیت نیست زیرا که زنان انتخابی همه چیز هستند جر طرفدار زن! خانمها ی انتخابی نمایندگان ضد زنی هستند که از لوایح ضد خانواده و چند همسری دفاع کردند بنابراین صرف داشتن جنسیت زنانه انها را طرفدار زنان نمیکند که ادعائی هم بر این مسئله ندارند و برای ما زنان هم مهم نیست.
با این همه چند مسئله ناتمام را باید پاسخگوبود. بنظر میرسد هیچکدام ازاین وزرای تعین شده انچنان تجربه ای در مدیریت کلان ندارند ولی شاید مهم هم نباشد چونکه رئیس کلشان در طی چهار سال قبل ثابت کرد انچه بر سر مملکت میاید از اهمیت کمتری برخوردار است تا انچه در سایر نقاط جهان مثلا ونزوئلا رخ میدهد. از طرف دیگر این خانمها وظایف مهمی در قبال شوهرانشان دارند که باید مد نظر گرفت. مثلااگراحتمالا با اقا حرفشان شده باشد و جلسه هیت دولت باشد و اقا اجاره ندهند ایشان از منزل خارج شوند تکلیف چیست؟ اگر هنگام خروج از خانه اقا هوس کردند ووقت هم نبود کدام وظیفه از ازجحیت برخوردار است؟ هیت دولت یا اقا؟ اگر قرار شد به مسافرت خارج و یا داخل بروند و اقا مایل نبودند و اجازه صادر نکردند تکلیف چیست؟ اگر اقا هوس تجدید فراش کردند عکس العمل خانم وزیر که خود هوادار لایحه چند زنی بوده است، چیست؟

از همه این سوالات که بگذریم رئیس جمهور انتصابی راه درازی در پیش دارد تا بتواند نظر مساعد زنان را بخود جلب کند. راهی که یکسر ان خیابانهای مملو از زنان معترضی بود که میپرسیدند رای من کجاست؟ چه کسی رای مرا خورد و ان ضد زن را به منصب ریاست جمهور نشاند، و یکسر دیگر ان، تاریکخانه زندانهائیست که زنان و دختران ما را سالم بردند و مچاله شده و تجاوز شده و تحقیر شده تحویل دادند. انقدر در ان تاریک خانه ها نگهداشتند تا بگویند ما نبودیم و نیستیم. با توهین و تحقیر و تجاوز و سلول انفرادی و انواع شکنجه ها بر ان شدند که روح زن ایرانی را در هم شکنند و بعد بجایش وزیر زن بنشانند و فحر بفزوشند غافل از انکه زن ایرانی انست که هر شب فریاد مرگ بر دیکتاتورش مردان راوادار میکند که با او تکرار کنند. به فریادهای شبانه گوش فرا دهید. زن ایرانی انست که بهنگام بیرون امدن از تاریکخانه مخوف زندان رئیس جمهور منتصب بهمه جهان اعلام میدارد که بازهم اماده فریاد است. زن ایرانی در این زمان و در این حکومت غاصب برایش فرمان وزیر و کیل شدن همجنسش نه افتخاری دارد و نه جاذبه ای. اوبانتظار روزیست که برابر بامردان همرزم خود به مقام وزارت و وکالت و ریاست جمهور و سفیر و قاضی و وووو برسد با شایستگی خود و نه در حکومت رزیلان و دیکتاتورهای محقر.

No comments:

Post a Comment