Wednesday, March 10, 2010

ائتلاف بین المللی علیه خشونت در ایران

International Coalition Against Violence in Iran
(I.C.A.V.I)

ائتلاف بین المللی علیه خشونت در ایران (ایکاوی) توسط تعدادی از ایرانیان که معتقد به ضرورت مبارزه با خشونت گسترده در ایران هستند و با پشتیبانی افراد، گروه ها و سازمانهائی که به حقوق بشر بعنوان امری جهانی و غیر قابل تفکیک مطا بق با منشور سازمان ملل باور دارند بوجود امده است.
ایکاوی با هر گونه عملکرد خشونت آمیز در قالب عرفی، حقوقی، جسمانی، روانی، کلامی و یا بصری که بعنوان ابزار سرکوب اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و یا فردی علیه فرد (از هر رده اجتماعی) و یا گروه (زنان و کودکان) و یا اقلیت های مذهبی و قومی بکار گرفته شود مخالف است.
ایکاوی بر این باور است که قانونی کردن خشونت وخشونت دولتی در هر شکل و با هر درجه، موجب رشد و گسترش خشونتهای سنتی و فرهنگی و اجتماعی و افزایش جرم و جنایت در جامعه ایرانی است.
منشور ایکاوی
ایکاوی بر این اعتقاد است که تغییر اساسی و پایدار در راستای جامعه ای توام با صلح و ارامش تنها با بکارگیری روشهای مسالمت امیز ودر پروسه طولانی اموزشی امکان پذیر است
ایکاوی بر این اعتقاد است که از میان بردن خشونت تنها با احترام به حق حیات و حرمت انسانی و لغو کلیه قوانین خشونت زا و گسترش حاکمیت قانون بر اساس استانداردهای بین المللی و با استفاده از شیوه های مسالمت امیز امکان پذیر است.
ایکاوی منشور حقوق بشر سازمان ملل را که در ان به نکات زیر تاکید شده است، مورد تائید قرار میدهد:
هیچ انسانی نباید مورد شکنجه قرار گیرد یا به مجارات های غیر انسانی و خفت بار محکوم شود.
متهمین جرایم کیفری تا زمان تشکیل دادگاه علنی، با برخورداری از داشتن وکیل و تضمین های حقوقی برای دفاع، و اثبات جرم و محکومیت، بیگناه شمرده میشوند. کسی نباید برای عملی که طبق قوانین قضائی و حقوق بین الملل جرم کیفزی محسوب نمیشود ، متهم به جرم کیفری شود و طبق ان محکوم گردد.
ایکاوی بر این اعتقاد است که احاد مردم ایران باید از حقوق زیر برخوردار باشند:
ازادی بیان و شرکت در اجتماعا ت
ازادی اعتقادات
ازادی تغییر مکان و مسکن و مسافرت
ازادی انتخاب حوزه اموزشی و کار
ازادی در ازدواج و زندگی مشترک با برخورداری از حقوق مساوی در هر زمان و در صورت ابطا ل
ازادی در انتخاب پوشش و نحوه ان

استراتژی ایکاوی

مشارکت فعالانه در مباحثی که در حال حاضر در جامعه مدنی ایران در زمینه اصلاحات قانونی و تغیر رویه ها نسبت به مسئله جرائم و مجازاتها در جریان است.
مشارکت فعالانه در زمینه اموزش، تحقیق وکمپین حول مباحث روز با برگزاری کنفرانس، گارگاه و نشست های گوناگون.
تماس با جامعه بین المللی و اکاهی رسانی نسبت به موقعیت ایران و جلب حمایت و همبستگی انان.
ایکاوی از تمامی افراد، سازمانها و گروهائی که در درون و یا بیرون کشور با تمام و یا بخشی از دیدگاهها و نظرات ان همسوهستند و با تمام و یا بخشی از منشور ان توافق دارند دعوت میکند با پشتیبانی خود و با هم در راهی صلح تامیز بسوی محو همه اشکال خشونت که چون بلا بجان جامعه ایران افتاده است گام برداریم.

این سخن سعدی را بیاد اوریم که:

"بنی ادم اعضای یکدیگرند
که در افرینش ز یک گوهرند"

راهی را دنبال کنیم که :

- مهاتما گاندی در هند با فلسفه سا تیاگراها (نیروی حقیقت) به ان اعتقاد داشت.
- مارتین لوتر کینگ در امریکا برای از میان بردن تبعیض در جامعه امریکائی گام بر داشت.
- نلسون مندلا در افریقای جنوبی زندانبانان خود را بخشید و از راه ایجاد کمیسیون حقیقت یابی، اشتی ملی را میسر ساخت.
- میرید مگوایر در ایرلند شمالی به روند صلح یاری رساند
- لیما بووی درلیبریا به 14 سال جنگ داخلی ان کشور پایان داد.
ژاله اصفهانی را سرمشق قرار دهیم که گفت:
"جهان برترین را ارزو کن
که هر پیروزی اول ارزو بود"

این راه ماست. نقشه راه ایران در قرن بیست و یکم.

شادی صدر جایزه بین‌المللی «شجاعت زنان» را به شیوا نظرآهاری تقدیم کرد

18 اسفند 1388

کمیه گزارشگران حقوق بشر - صبح امروز، ۱۸ اسفندماه شادی صدر طی پیامی اعلام کرد که جایزه سالانه «شجاعت زنان» که به وی تعلق گرفته بود را به شیوا نظرآهاری، فعال جنبش زنان و مدافع حقوق بشر که هم اکنون در زندان است تقدیم می‌کند.

وی برای ابراز همبستگی با شیوا نظرآهاری اعلام کرد که به واشنگتن، برای شرکت در مراسم اهدای جایزه نخواهد رفت «تا جای خالی شیوا، در آن مراسم و تمام جلسه‌ها و کنفرانس‌های رسمی پس از آن به چشم بیاید، تا همه جهانیان ببینند و بدانند آنچه بر شیوا و بر سایر مدافعان حقوق بشر، فعالان جنبش زنان و روزنامه‌نگاران دربند می‌رود.»

قرار بود پیام شادی صدر که در آن دلایل تقدیم جایزه خود به شیوا نظرآهاری را اعلام کرده بود، فردا، ۱۰ مارس طی مراسم اهدای جایزه به وی و ۹ برنده دیگر این جایزه که با حضور هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا و میشل اوباما، بانوی اول آمریکا برگزار می‌شود پخش شود اما شبکه زنان تحت قوانین مسلمانان ( WLUML) که شادی صدر عضو هیات مشاوران آن است، امروز باخبر شد که وزارت خارجه آمریکا تصمیم گرفته است این پیام را پخش نکند. این شبکه فمینیستی فراملیتی در اطلاعیه مطبوعاتی خود این اقدام را «خاموش‌کردن صدای اعتراض و همبستگی زنان» خواند.

متن پیام شادی صدر به شرح زیر است:

«بسیار مفتخرم که به عنوان یکی از ده برنده جایزه سالانه شجاعت زنان برگزیده شده‌ام که بار دیگر فرصتی است برای به رسمیت شناخته‌شدن فعالیت‌ها و مقاومت‌های زنان ایرانی در عرصه جهانی و همین‌طور، مریی‌شدن نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران، به خصوص، سرکوب وسیع فعالان جامعه مدنی، بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸.

این جایزه، همان‌گونه که از نامش پیداست، هر سال، به زنانی در سراسر جهان داده می‌شود که شجاعت استثنایی در دفاع از حقوق زنان، عدالت اجتماعی و حقوق بشر از خود نشان داده‌اند. درست به همین دلیل، من مایلم جایزه خود را به شیوا نظرآهاری، دختر جوانی که به دلیل دفاع از حقوق زنان و حقوق بشر، هم اکنون در ایران زندانی است، تقدیم کنم زیرا فکر می‌کنم شجاعت اوست که استثنایی و در خور تحسین است.

شیوا، که در تمام دوران جوانی اش، یعنی از ۵ سال پیش به این طرف، با ایجاد کمیته گزارشگران حقوق بشر، که یک گروه دانشجویی است که گزارش‌های معتبری از نقض حقوق بشر در ایران منتشر می‌کند، و نیز با شرکت فعالانه در فعالیت‌های جنبش زنان، دقیقه‌ای از مبارزه برای آزادی و دموکراسی دست برنداشته بود، چند روز پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شد و ماه‌ها در سلول انفرادی و تحت فشار بازجویی‌های سنگین قرار داشت. شیوا که پس از ۱۰۰ روز حبس در بخش امنیتی زندان اوین، با تودیع ۲۰۰ میلیون تومان (۲۰۰ هزاردلار) وثیقه آزاد شده بود، تنها توانست سه ماه را در کنار خانواده و دوستان خود به سر برد. شیوا که به محض خروج از زندان فعالیت‌های خود را از سر گرفته بود، مجددا در ۵ دی ماه ۸۸، در پی بازداشت گسترده اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر، دستگیر شد. از آن زمان تاکنون، مقامات امنیتی، شیوا را تحت فشارهای شدید قرار داده اند تا وادارش کنند اتهام محاربه را که مجازات مرگ دارد بپذیرد. آنها برای مدتی شیوا را در سلول بسیار کوچکی که مانند قفس بوده و او حتی نمی‌توانسته دست و پای خود را تکان دهد نگه داشته بودند.

شیوا، تاکنون حاضر نشده بپذیرد فعالیت‌های مسالمت‌جویانه و حقوق بشری‌اش، جنبه تروریستی داشته است و به همین دلیل، همچنان تحت شدیدترین فشارها قرار دارد. شیوا، یکی از شجاع‌ترین زنان جهان، کسی که جسورانه از حقوق زندانیان سیاسی دفاع می‌کرد، هم اکنون در گوشه یک سلول، محروم از داشتن حتی یک خودکار و کاغذ، یا ملاقات با وکیل و یا حتی رفتن به دستشویی بدون چشم‌بند و بدون اجازه زندانبان است.

راستش از آنجایی که جمهوری اسلامی که همه فعالان حقوق بشر و مبارزان مدنی را، جاسوسان و عروسک‌های کشورهای غربی به خصوص آمریکا می‌خواند، ساعت‌ها با خود کلنجار رفتم که آیا بهتر نیست به جای تقدیم این جایزه به شیوا، که ممکن است فشار بازجویان و مقامات قضایی را بر او افزایش دهد، جایزه را به تمامی زنان دربند تقدیم کنم؟ اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که دولت ایران، همانطور که پس از انتشار اسامی برندگان امسال، این جایزه را جایزه نوکری من برای آمریکا خوانده بود، حتی بدون تقدیم این جایزه به شیوا نیز چنین اتهامی را به او وارد خواهد کرد.

بنابراین، من به واشنگتن، برای شرکت در مراسم اهدای جایزه نخواهم آمد تا جای خالی شیوا، در آن مراسم و تمام جلسه‌ها و کنفرانس‌های رسمی پس از آن به چشم بیاید. تا همه جهانیان ببینند و بدانند آنچه بر شیوا و بر سایر مدافعان حقوق بشر، فعالان جنبش زنان و روزنامه‌نگاران دربند می‌رود. شاید که این، آبی باشد در خوابگه مورچگان»

Saturday, March 6, 2010

رهنورد: کجای تاریخ سرزمین ما بدون زن ایرانی در اوج است؟ / لذت گرایان را به خود وانهید کانون خانواده را دریابید

کلمه: دکتر زهرا رهنورد در آستانه ی روز جهانی زن در پیامی ضمن انتقاد از قوانین تبعیض آمیز علیه زنان و نیز ظلمی که در ایران امروز به صورت مضاعف بر بانوی ایرانی روا داشته می شود حاکمیت و مردم را به بازگشت به ارزش های والای رحمانی و انسانی برای پاسداشت کرامت زن ایرانی فرا خواند.

متن کامل پیام بانوی سبز ایران که در اختیار “کلمه” قرار گرفت به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جنبش سبز تبلور آرمانهای هر انسان آزاده و عدالت طلبی است .و جنبش سبز به خاطر همین آرمانهای والای انسانی و اخلاقی است که زنان را ارج می نهد و نقش بزرگ آنان را در طول تاریخ بشری و در تاریخ ملی و اسلامی ایران قدر می شناسد .زنان پیوسته در تاریخ مبارزات آزادی خواهانه همپای مردان درسرنوشت ملی و انسانی بشری سهمیم بوده اند.

هشتم مارس(هفده اسفند) ،روزجهانی زن در پیش است . جنبش سبز اهمیت این روز بزرگ را می شناسد و می داند چه رنج ها و نامرادی هایی که زنان تحمل کردند تا عصاره مطالبات آنان در این روز رخ نمود و برگی پرشکوه و زرین به فهرست پویش های تعالی خواهانه ، آزادی خواهانه و مساوات طلبانه افزود.

تاریخ مذهبی و اسلامی و تاریخ ملی ما سرشار از روزهای بزرگی چون تولد حضرت زهرا( س ) و پیام آوری زینب( س) است. و نیز سرشار از شخصیت های بزرگ ایران باستان چون آذر میدخت ها و ایران دخت ها و زنان ایثارگر شاهنامه ای و اسطوره ای چون آناهیتا و تهمینه و رودابه و گردآفرید است. و اینک به پاس همه روزهای بزرگ زنان و همه شخصیتهای والای زن در سرزمین ایران و به پاس بزرگداشت روز جهانی زن فرصت را غنیمت شماریم و شخصیت ارجمند زن ایرانی را در آینه تاریخ بنگریم و ببینیم آیا سزاوار چنین شخصیت بزرگی این گونه رفتارهای تبعیض خواهانه و ضد زنی است که فرهنگ حاکم و قوانین من

در آوردی مجلس بدان پرداخته است ؟

در کجای تاریخ سرزمین ما ، بدون حضور زنان ، نقطه اوجی مشاهده شده است ؟ همان زنانی که از پیش از مشروطه در جنبش تنباکو به آفریدن حرکتی ضد استعماری و وطن فروشانه قیام کردند و سپس زنانی که در انقلاب مشروطه برای تحقق مجلس و قانون اساسی و مطبوعات زندان و شکنجه شدند و زنانی که برای تحقق انقلاب اسلامی و سپس جنگ تحمیلی حضوری مضاعف داشتند ابتدا خودشان و سپس پدران شان ، همسران شان و پسران شان را ترغیب کردند تا قدم در راهی نهند و به آنان بگویند که گر مرد رهی میان خون باید رفت.

اما امروز ، زنان پیشتاز در جنبش سبز ، حیرت زده همچنان شاهد نگاه ها، رفتارها و قوانین تبعیض خواهانه ای هستند که نقاب زده ، هر روز در گوشه ای مطرح می شوند. گویی برای هر یک از مطالبات به حق زنان برای کسب آزادی و رفع تبعیض پاسخی متضاد در آستین نیروهای واپس گرا و حاکمیت پنهان شده و در موعد مساعد روی میز محکمه گذاشته می شود .

در میانه هزار و پانصد سال پس از ظهور اسلام عزیز با همه رافت و شفقت ونگاه های نو آورانه به زنان و در آستانه هزاره سوم میلادی ، دنیای ماهواره و دیجیتالیسم و قدرت رسانه ها همچنان متحجرانه به زنان می نگرند در این دنیای مدرن و پیچیده فهرست شگفت انگیزی پیش روی ماست ، مالامال از ظلم و تبعیض و بی عدالتی به بهانه حمایت از خانواده ، قانون چند همسری مطرح می شود. توجه کنید اینک زمانه کمون اولیه نیست بلکه دنیای امروزیست ، دنیای فردیت ها دنیای عشق و محبت یک زن و یک مرد به یکدیگر ،دنیای فرزندانی که به آغوش یک پدر و یک مادر نیازمندند .و نه یک پدر و چندین مادر ، راستی آیا لازم

است برای ایجاد یک نظام هدونیستی لذت گرا قانون تدوین شود، پیشنهاد این است که لذت گرایان را به حال خود بگذارید! آنان کار خود را خوب بلدند. لازم نیست با هدف دلسوزی برای آنها کانون خانواده، این مهمترین واحد تحقق جامعه ای سالم را منهدم و ویران کنید. بهتر است به جای آن حمایت از خانواده را با ارج نهادن به زنان و حمایت از آنان و کودکان در خانواده و همچنین آموزش عشق و محبت و رافت و گذشت در فرهنگ جامعه جایگزین کنید. به رسانه ملی بیاموزید از ارائه الگوی رفتاری زن سلیطه بد اخلاق ، زن مطیع ، زن سلطه طلب دست بردارند و زنان واقعی را که در سرزمین ما عزت و عظمت آفریدند الگوسازی کنند .

اما به این فهرست تبعیض هایی هر روزه اضافه می شود. در قوانین واپس گرا زن به عنوان جنس دست چندم تلقی شده، در کدام قلمرو است که تبعیض وبی عدالتی در قوانین ما لحاظ نشده .. دیه نامساوی زن و مرد ،قوانین تبعیض آمیز مربوط به طلاق و تابعیت ،سن پایین مسوولیت کیفری برای دختران و …آیا روح وانسانیت و جسم زن را خدا نیافریده؟ مطمئنم که مردان آزاده کشورمان نیز از این تبعیض ها رنج می برند و سر افکنده اند .مشکل قانونی حضانت مادران ، صحنه زجر آور دیگری است که به قول سعدی دلی از سنگ بباید به سر راه فراق تا تحمل کند ، آن روز را که مادر از فرزند جدا می شود.

اما گل بود و به سبزه نیز آراسته شد. زنان زندانی که جرم شان عدالت طلبی و آزادی خواهی است و این همه را در جنبش سبز یافته اند. زنان روزنامه نگار زنان مبارز ، زنانی که در کوچه و خیابان و در عرصه های مختلف از فعال جنبش زنان تا فعال حقوق بشر و کودکان، زنان کارگر و زنان معلم ،همه و همه مصمم و استوار گام برمی دارند و از تحمل زندان و دیگر تهدیدها و مشقت ها نیز هراسی ندارند. کدام را بگویم؟

آبروی یک نظام ومشروعیت آن در گرو احترام به ملت و مطالبات آنان و به ویژه آبروی یک نظام به میزان ارج نهادن به زنان است. باز هم به حاکمیت توصیه می کنم به پاس تمام روزهای بزرگی که به نوعی به شخصیت زن مربوط است زنان را ارج نهید و در جهت سعادت آنان قدم بردارید.

در پایان ، با تمام احترام این روز بزرگ را به همه زنان ومردان عدالت خواهی که رفع تبعیض و ارج نهادن به زنان را بخشی از مبارزات آزادیخواهانه بشری می دانند تبریک می گویم و امیدوارم جنبش سبز در جهت رفع تبعیض قدم های بلندی بردارد.

Thursday, March 4, 2010

Bloggers Against the Death Penalty call to save the life of Mohammad Amin Valian

Mohammad Amin Valian, 20, was arrested on January 12, in Damghan after he published an article in a student newspaper at the University of Damghan. He was not allowed visitation nor he was able to have a legal representative. He was taken to the court directly from the solitary confinement of the Revolutionary Guard's prison.

The death penalty is based on a photo of Mohammad Amin, taken on Ashura day. He was given false information and has been under so much mental and physical pressure that he said in his court (quote from ISNA):" When I was in prison, I saw on TV the trial of the reformist leaders"!

Bloggers Against the Death Penalty (BADP), call on the international community to pressure the Iranian government to reverse the unjust penalties given to the students and innocent people, which are aimed to terrorize the Iranian people and prevent them from participating in protests.

We are urging the members of the UN High Commission of the Human Rights to use all their power to save Mohammad Amin's life. We ask that the countries all around the world suspend all relations with the Iranian government until Iran stops the executions. We demand that Iran's dossier of severe abuse of human rights be referred to the UN security council as soon as possible. We call on the bloggers all around the world to raise their voices to save the life of Mohammad Amin and all the political prisoners in Iran.

Bloggers Against the Death Penalty
http://nabeedam.blogspot.com/

CC:
HE Ban Ki Moon
HE Navii Pilay
UN High Comission of Human Rights
EU Comission of Human Rights
Amnesty International
Human Rights Watch



--
iran-freedom,
Aktionsgemeinschaft für die Unterstützung der Freiheit, Menschenrechte und Demokratie im Iran
Society to Support Iranian People's Movement for Freedom, Human Rights and Democracy
ایران آزاد - کانون دفاع از مبارزات مردم ایران برای آزادی، حقوق بشر و دموکراسی - آلمان

www.iran-freedom.eu
info@iran-freedom.eu

Monday, February 22, 2010

Statement by Mourning Mothers on the 11 Anniversary of KUrdestan Massacres

1388
بیانیه مادران صلح
بیانیه مادران صلح به مناسبت یازدهمین سالروزکشتار مردم کوردستان در سوم اسفند


امروز 3 اسفند است

روزی که اشک و خون در رزمگاه بی عدالتی

در رقصی آکنده از عشق

در پیچشی آرام

خونابه ی آزادی را در رگ های وطن جاری می سازند

امروز 3 اسفند است

آنگاه که اشک گرم مادری بر سرخی وطن آرام می گیرد

آری ،امروز 3 اسفند است

درچنین روزی بود که سیه دلان شبان سیاهی وطن، ما را که در خوابی عمیق خفته بودیم به بیداری ای بی انتها محکوم کرد که تاوان آن آزاده ایست در هزار بند امرالی و خونی ست که در چنین روزی خاک وطن را سیراب کرد.


قسم به این سرخی که اگر اشکمان همراهش شود سیلی ست خروشان

که در پس آن نوریست از آزاده‌گی بر بالین وطن



دریا را با امواجش زیباست ، آسمان را با ستارگان

کوهساران را با لاله زیباست ، لاله را با سرخی

زندگی را با مرگ زیباست و مرگ را با شرف


گریه را با اشک زیباست ، مسرت را با شوق

اشک را با شوق زیباست و گریستن را در مسرت.

چه زیباست چنین گریستنی بر زیبامرگان.


ما به عنوان مادران آشتی سالروز کشتار مردم کردستان را که علیه دسیسه ی بین الدولی 15 شبات قیام کردند محکوم می کنیم و همدردی خود را با مادران داغ دیده سراسر کوردستان اعلام می کنیم و از مردم شریف کردستان خواستاریم چنین روزهایی را به مقاوتی در برابر ظلم و ستم روا داشته بر خواستهای روا و صلح جویانه ی ملتمان تبدیل کنند.


مادران صلح کردستان شاخه سنندج

3 اسفند 88

Statement by Mourning Mothers on the 11th year of Kurdistan massacre

1388
بیانیه مادران صلح
بیانیه مادران صلح به مناسبت یازدهمین سالروزکشتار مردم کوردستان در سوم اسفند


امروز 3 اسفند است

روزی که اشک و خون در رزمگاه بی عدالتی

در رقصی آکنده از عشق

در پیچشی آرام

خونابه ی آزادی را در رگ های وطن جاری می سازند

امروز 3 اسفند است

آنگاه که اشک گرم مادری بر سرخی وطن آرام می گیرد

آری ،امروز 3 اسفند است

درچنین روزی بود که سیه دلان شبان سیاهی وطن، ما را که در خوابی عمیق خفته بودیم به بیداری ای بی انتها محکوم کرد که تاوان آن آزاده ایست در هزار بند امرالی و خونی ست که در چنین روزی خاک وطن را سیراب کرد.


قسم به این سرخی که اگر اشکمان همراهش شود سیلی ست خروشان

که در پس آن نوریست از آزاده‌گی بر بالین وطن



دریا را با امواجش زیباست ، آسمان را با ستارگان

کوهساران را با لاله زیباست ، لاله را با سرخی

زندگی را با مرگ زیباست و مرگ را با شرف


گریه را با اشک زیباست ، مسرت را با شوق

اشک را با شوق زیباست و گریستن را در مسرت.

چه زیباست چنین گریستنی بر زیبامرگان.


ما به عنوان مادران آشتی سالروز کشتار مردم کردستان را که علیه دسیسه ی بین الدولی 15 شبات قیام کردند محکوم می کنیم و همدردی خود را با مادران داغ دیده سراسر کوردستان اعلام می کنیم و از مردم شریف کردستان خواستاریم چنین روزهایی را به مقاوتی در برابر ظلم و ستم روا داشته بر خواستهای روا و صلح جویانه ی ملتمان تبدیل کنند.


مادران صلح کردستان شاخه سنندج

3 اسفند 88

Sunday, February 21, 2010

قهرمانان این سو و آن سوی دیوار اوین/ Heroes outside Evin Prison Gates

مادران عزادار از روز عاشورا هر چند شب یکبار و از 20 دی ماه که 14 نفر از دوستانمان را به جرم مادر بودن و پیگیر بودن حق فرزندان خود به زندان اوین منتقل کردند تا کنون تقریبا هر شب چند ساعتی همراه با خانواده دیگر زندانیان و مردمی که برای حمایت از فرزندان شجاع این مرزوبوم می آیند جلوی زندان اوین حضور دارند .

در این بین البته برای چندمین بار تعدادی از دوستانمان در اوین بسر می برند . این بار چند شب قبل از 22 بهمن به خانه هایشان ریختند و به بهانه پیشگیری از وقوع جرم دستگیر و راهی اوین کردنشان و من ماندم که وزارت اطلاعات واقعا چقدر بفکر مادران است که نکند کاری دست خودشان بدهند ! این مادران همچنان در بازداشت بسر می برند .

در طی این شبها شاهد اتفاقات قشنگ بسیاری جلوی اوین بودم که بر آن شدم برخی از آنها را با دیگران قسمت کنم . مهمترین تغییری که به وضوح قابل تشخیص است این است که اوایل خانواده ها بسیار ناامید و دلمرده به نظر می رسیدند . به یاد دارم وقتی شب 22 دی ماه مادران را آزاد کردند و ما با شور و اشتیاق ، با دست و سوت به استقبالشان رفتیم اکثراً نگران بودند که نکند شادی و دست زدنمان باعث شود تا فرزندان در بندشان مورد غضب زندانبانان قرار گیرند ، اما کم کم با ادامه پیدا کردن این رویه توسط مادران و استقبال خانواده های دیگر در شب های متوالی از آزادی تک تک زندانیان این جو سنگین شکسته شد تا جایی که اکنون مردم از همه قهرمانانشان با صلوات ، دست زدن و سوت استقبال می کنند .

- از جمله وسایل شخصی که به زندانیان می دهند حوله است که یکی از جوانان که تصادفا حوله اش سبز بود در لحظه آزاد شدن آن را بر روی دوشش انداخت و انگشتانش را به علامت V بالا برده که جمعیت بی امان تشویقش کردند .

- شاهد آزادی جوانی دیگر بودیم که برای چهارمین بار در جریان اعتراضات بعد از انتخابات دستگیر و راهی اوین شده بود هنگام آزادی پدرش با لبخند و در عین حال با بی حوصلگی با دست به او اشاره کرد که این بار خودش بیاید پایین و پسرش به محض پایین آمدن پرسیده بود : 22 بهمن چند شنبه است ؟! و پدر در جواب گفت : اینبار اول وثیقه ات را آماده میکنی و بعد می روی .

- دختر جوانی را دیدم که به محض آزادی بر خاک بیرون از زندان و آزاد وطنش بوسه زد .

- دختران و پسرانی که به محض بیرون آمدن از زندان دنبال خانواده دوستان خود بودند تا از حال فرزندانشان باخبرشان سازند و یا پیغامهای دوستانشان را به خانواده ها برسانند .

- زنان و مردانی که پس از آزادی با حوصله تمام به سوالات تک تک خانواده ها جواب می دادند و تلاش می کردند به آنها روحیه دهند و بگویند فرزندانشان قوی و پر صلابت هستند ، شما قوی باشید .

- زندانیان بسیاری که هنگام آزادی با بالا بردن دستانشان به علامت V نوید پیروزی را می دادند و با تشویق گسترده مردم روبرو می شدند .

- شبی شاهد آزادی حجت الاسلام خلجی بودیم که هنگامی که ملبس به لباس روحانیت از در زندان بیرون آمد جمعیت یکصدا صلوات فرستادند و در این بین چندین نفر یادآوری کردند که سه صلوات پشت هم باشد تا به زندانبانان آزادی بگویند مردم احترامات ویژه را برای روحانیون واقعی ، به تشخیص خود و داوطلبانه قائل می شوند و تا زمانی که سوار خودرویش شود با صلوات ، دست و سوت از طرف مردم مشایعت شد .

- در شب 23 بهمن خانواده ای 15 نفره حضور داشتند که 8 نفرشان از شهرهای کوچک آمده بودند همراه با فرزندانی خردسال و مادربزرگی پیر تا در راهپیمایی جنبش سبز حضور یابند و برای تکمیل کار زیبایشان برای همراهی با زندانیان و خانواده هایشان جلوی زندان حضور یافتند ، در بینشان کودکانی 4 و 10 ساله حضور داشتند و مادربزرگی هفتاد و چند ساله که آمده بود در کنار نوه های خردسالش باشد تا فرزندانش فارغ از نگرانی برای نوه هایش در راهپیمایی حضور یابند چون می داند که اگر ساندیس ، مرغ ، گوشت و پول به از ما بهتران می رسد سهم مردم فحاشی ،گاز اشک آور ، باتوم ، زندان و شاید سرب داغ است . ترکیب سنی این خانواده بسیار جالب بود کودکانی 4 و 10 ساله ، پسردائی و دختردائی حدود 18 تا 20 ساله ، مادر و پدری حدوداً 30 ساله ، خاله ها و زن دائی هایی حدوداً 40 ساله ، دائی حدود 50 سال و مادربزرگی هفتاد و چند ساله . مادر کودک 4 ساله می گفت پسرش با بی صبری منتظر مرد شدن خود می باشد و هر از چند گاهی جلوی آینه می رود و از مادرش می پرسد اینها سیبیله ؟ من دارم مرد میشم ! آن شب کنار مادرش آمد و با زبان بسیار شیرین کودکانه گفت : مامان اگه من پشت اون دیوار برم کلی مرد میشم و وقتی مادر پرسید چرا ؟ جواب داد : دائی میگه ، و من از خود می پرسم آیا با چنین پشتوانه ای از نسل های مختلف که اینگونه همدل و همراه هستند حق داریم حتی لحظه ای در پیروزیمان تردید نکنیم ؟

- شب 28 بهمن حدود 50 نفر از فرزندان ایران در میان شور و اشتیاق فراوان خانواده ها و حامیانشان از زندان آزاد شدند . حداقل 6 نفر از دختران و پسران جوان با مدرک جرمشان که کیس کامپیوتری در بغلشان بود آزاد شدند . اکثر آنها بصورت جمع 4 و 6 نفره و تقریبا پشت سر هم بیرون آمدند و در این زمان بود که صدای شادی و دست و سوت مردم بی وقفه و پشت هم شنیده میشد .

- شب 30 بهمن ساعت 9 شب دم زندان بودیم وقتی رسیدیم دوستان گفتند ظاهرا دیگر آزادی نداریم و به خانواده ها گفتند که بروند ما گفتیم یک ساعت دیگر هم منتظر می مانیم . حوالی ساعت 9:30 بود که خانم و آقایی جوان را دیدیم که با چند شاخه گل رز زیبا و تازه به جمع نزدیک شدند . دختر جوان به جمع که رسید ابتدا یک شاخه را به پدری پیر داد و پس از آن یک شاخه دیگر را به من و همینطور شاخه های گل را بین جمعیت تقسیم کرد . در برگشتشان جلو رفتم و بار دیگر از این کار بسیار زیبایشان تشکر کردم و پرسیدم کسی از شما آزاد شدند ؟ پسر جوان در جواب با اندوه و اشکی در چشم گفت : نه ، از سال 67 دیگر امیدی به آزادیش نداریم آمدیم تا بگوییم که شما تنها نیستید ، ما هم با شما همدردیم و هیچ تفاوتی ندارد . فهمیدم که از خانواده اعدام شدگان سال 67 هستند و بسیار متاثر شدم و در جواب گفتم : کاملا درسته ، ما هم برای حمایت می آییم و آنها اصلا خود ما هستند و ما می توانستیم جای آنها باشیم چون آنان همان حرفی را زدند که ما زدیم . بار دیگر از آنها تشکر کردم و گفتم کارشان بسیار زیبا و با ارزش بود .

شاخه گل را به دختر یکی از مادران عزادار که در بند است دادم تا پس از آزادی مادرش به او تقدیم کند و حکایت امشب را باز گوید .

در جمع جلوی زندان دیگر همه آشنایند و صمیمی . اینجا جایی است که خانواده ها تصمیم گرفتند تا غمهای خود را با هم قسمت کنند و به جای گریستن در تنهایی می آیند تا کنار هم بایستند و به یکدیگر بگویند که تنها نیستند و حمایت خود از فرزندان ، پدران و مادران زندانی را با روحیه ای مصمم و امیدوار اعلام کنند .



مشاهدات یکی از مادران عزادار

01 اسفند 1388


--

Wednesday, February 3, 2010

Kaveh Kermanshahi, human rights campaigner detained

گفتگو با گلاله بهرامی از فعالان کمپین یک میلیون امضاء در کرمانشاه درباره چگونگی بازداشت کاوه قاسمی کرمانشاهی

تغییر برای برابری - کاوه قاسمی کرمانشاهی روزنامه نگار، از فعالان پرکار حقوق بشر و سخنگوی سازمان دیده بان حقوق بشر کردستان است. او همچنین از اعضای کمپین یک میلیون امضا در کرمانشاه، عضو انجمن ژیار که جلوی کار آن گرفته شد و نیز از اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت است. او صبح 4 شنبه ،14 بهمن ماه، در منزل خود بازداشت شد .در این رابطه گفتگوی خبری کوتاهی داشتیم با گلاله بهرامی ، از فعالان حقوق زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز در کرمانشاه و چگونگی بازداشت کاوه قاسمی و وضعیت او پس از بازداشت را از گلاله بهرامی جویا شدیم که آن را در پی می خوانید.

-کاوه چه ساعتی و چه طور بازداشت شد؟

صبح چهارشنبه 7 نفر مسلح با نشان دادن کلتهای کمریشان ساعت 7.45 صبح وارد منزل کاوه می شوند.کاوه خواب بوده و فقط پدرش در منزل حضور داشته است. تا ساعت 11 در منزل کاوه بودند و خانه را کاملا تفتیش کردند و تمام وسایل شخصی کاوه مثل لب تاب، کیس، مجلات، کتابها و حتی شناسنامه و پاسپورت و برخی از رسانه های داخل منزل را نیز با خود بردند و کل اتاقش را بهم ریختند.

-برخوردها هنگام بازداشت چطور بود با کاوه؟آیا حکم برای بازداشتش داشتند؟

پدرش میگوید برخوردشان محترمانه بوده است. کاوه را بردند توی اتاقش و نگذاشتند پدرش برود داخل اتاق . پدرش اما خیلی بی تابی کرده و گریه می کرده و تحت آن شرایط هم میگفت که حتی کاوه میامد و تسلایش میداد و مدام میگفت اگر من هم بروم یکی هستم مثل این همه که برده اند و ناراحت نباش و از این حرفها خلاصه... در باره حکم هم پدرش میگوید که حکم داشتند ولی متاسفانه نمی داند آن افراد از طرف چه جایی به منزل آقای قاسمی آمده بودند و حکم را نتوانسته به دقت ببیند.

-آیا در روزهای اخیر مشکلی از این بابت برایش پیش آمده بود؟

نه مشکل خاصی از این بابتها نبوده. کاوه تا آخرین لحطات پیش از بازداشتش هم پی گیر فعالیتهای حقوق بشری اش بود. دغدغه او تنها حقوق بشر بود و حتی دیشب هم تازه از سنندج برگشته بود و برای دیدار از خانواده های زندانیانی چون مختار زارعی،یاسر گلی و حبیب الله لطیفی به آنجا رفته بود و سعی می کرد تا از آنها دلجویی کند. او تنها پیگیر وضعیت حقوق بشر به ویژه در کردستان بود.

-آیا از وضعیت کنونی اش خبر دارید؟می دانید در چه محلی در بازداشت به سر می برد؟

فعلا هیچ خبری از اینکه کجاست نداریم. روز چهارشنبه تماسی نگرفته. مادرش هم عصر روز چهارشنبه به اداره اطلاعات کرمانشاه مراجعه کرده اما جوابی نگرفت و دادن جواب را موکول کرده اند به روز پنجشنبه.امیدوارم در این روز بتوانیم از او خبری بگیریم.ما باز هم می گوییم که کاوه قاسمی کرمانشاهی تنها پی گیر وضعیت حقوق بشر در کرمانشاه بوده و هیچ جرمی مرتکب نشده اس

موج در موج، اعدام، سرکوب، حبس، شکنجه: هدیه رژیم نظامی/اسلامی به مردم ایران در استانه سی و یکمین سال

براستی که سی سال و اندی گذشت از ان روزهائی که در خیابانها بودیم و فریاد میزدیم مرگ بر دیکتاتور و ارزوی ازادی و استقلال و جمهوری فارغ از قتل و شکنجه و اعدام را در سر هامان میپروراندیم.
براستی که سی و اندی سال گذست اما در حسرت ارزوی براورده شدن پاره ای ازان ارزوهای دلپذیری که ما را بهم پیوند داد وبه کوچه و خیابان کشاند تا شاه را برانیم ، یعنی دیو را برانیم و بجایش فرشته بینشانیم.
فرشته ای که بر بال ارزوهای ما نشست و بر پیکر زمین ایران فرود امد اما ضحاک . اتیلا . چنگیز و تیمور بود و نه کمتر.
اکنون که سالها از ان سالهای ارزو پرور میگذرد و ما در سراشیبی کهنسالی به سالهای دور نگاه میکنیم قامت دیوان را میبینیم که در ان روزها ندیدیم که با هیچ احساس زمینی بر ما و بدست ما غالب امدند و بنام فرشته با ما ان کردند که دیوان هرگز نکردند.
جوانانمان را در بند، پیرانمان را در حسرت ارزوهای بر باد رفته، رنانمان را به پستوهای قرون و ایرانمان را به دعا و جادوی جمکران و قندیل رمالان بستند و با اینهمه از مای ایرانی نتوانستندان بسازند که میخواستند
باشد سی و یکمین سالگرد بهمن اخرین سالگردی باشد که بیاد بماند از انان..

Monday, February 1, 2010