Urgent Action
Friday 26 June 2009
UN - Iran
The United Nations must investigate in the violent attacks against protesters
Iranian families are still without any news on the whereabouts of their relatives who were arrested or hospitalized during last week’s protests. The two main hospitals in Tehran are reportedly submitted since a few days to pressure exerted by the police and Bassijis in order to prevent doctors to deliver medical certificates to the people injured, a document that is necessary to demonstrate in the future the violence they were subjected to.
In addition, reliable sources within the health sector report that there are 20 bodies in the mortuaries of those hospitals, in connection with the protests.
The authorities, in view of the widespread international condemnation of the violence against peaceful protesters, announced eight deaths among the Bassijis, five days after the events. The authorities purposely circulate false information regarding the responsibilities for last week’s serious violence against protesters. E.g. the state radio-television pretended that the young girl killed by bullets and whose picture was on the internet worldwide (Neda Agha-Soltan) has been killed by CIA agents, present among the protesters.
Last but not least, any attempt to denounce the serious human rights violations perpetrated in the wake of the election is severely repressed: we remain without information about the whereabouts of a number of journalists and human rights defenders who were arrested last week [1]. In addition, Ms. Shirin Ebadi has been threatened with legal suits in the pro-government media for having drawn the attention at the UN and EU levels to the human rights situation in her country. .
Five independent UN experts have voiced their grave concern regarding the use of excessive police force, arbitrary arrests and killings during the past weeks in the Islamic Republic of Iran. They called upon the authorities to fully guarantee the rights to freedom of expression and assembly throughout the country. The UN High Commissioner for Human Rights also expressed her concern following reports of arbitrary arrests and illegal use of excessive force by semi-official forces and recalled to the Iranian government its obligations under international human rights law. The UN Secretary General expressed dismay at the post-election violence, particularly the disproportionate use of violence against civilians. He urged an immediate stop to the arrests, threats and use of force.
In this context and in view of the objective difficulties to collect reliable information from the ground, FIDH and LDDHI calls upon the UN Secretary General to appoint a special representative on Iran, with the mandate to notably inquire in the recent events in order to establish the responsibilities for those dead and injured during the peaceful protests. The result of this inquiry could be included in the Secretary General forthcoming report on the human rights situation in Iran to the UN General Assembly, next Fall. “This dark episode of Iran’s history will remain alive in memories: those who are responsible for those serious human rights violations of the right to life, to physical integrity and to safety will have to be accountable for their acts. This includes both those who implemented the orders and those who gave the orders”, concluded Karim Lahidji, FIDH Vice-President and President of LDDHI.
Notes :
[1] See Observatory Press Release on 22 June 2009.
Our blog is dedicated to publish accurate and recent news, views, articles, videos and comments on Iran. We invite all Iranians as well as non-Iranians to contribute to this blog, make it the centre of reliable information.
Sunday, July 5, 2009
TV 'confession' shows and what goes on in Iran's prisons.
Is no news good news?
No one knows how many people were arrested, detained, kidnapped or killed in the post-election Iran. No one knows how the detainees are being treated in custody, except the terrifying story of an 18 year old man who was released in Shiraz with marks of horrific tortures all over his body and injuries due to being repeatedly raped by his interrogators(reported in the Guardian). Whether this young man will ever be able to live a normal life is in serious doubt but ar least we now know what people should expect from the coup leaders and their henchmen. We now know how they torture people to force them to appear on TV shows to 'confess' to their 'crimes' and their 'affiliation' with foreign elements! We also know that these methods have long lost their credibility, not only with the opposition inside and outside Iran and the world as a whole but even among the majority of the ruler's own supporters.
What remains is the worry to the whereabouts and the fate of those in detention, or the number of people killed and buried in unknown graves. Families of thousands of students, workers, women activists, journalists and ordinary people are going through hell as they are left in the dark to the fate of their loved ones.
Jila Bani Yakoob, editor of Focus on Women website and the winner of Courage Journalism Awards was taken away along with her husband, Bahman Ahmadi Amuie from their home, and except one phone call in the first few days, no news are given of their whereabouts, the charges against them and their safety.
The coup leaders have acted as any coup leader had acted anywhere in history before them. What distinguishes this coup from other coups is the unprecedented resilience of the people and their elected leaders. What has determined the coup leaders to act so monstrously is the determination of the people to discredit the Teneth election. This is the mile stone. People's unity and their srtength to say No to the coup and its notoriuos, humiliated leaders. History will forever remember the determination of a nation which against the brutal repression of its best people is standing firm to say No to the election-coup.
The tenth government is illegal
منطقی ترین شعار تا کنون...
مليحه محمدي
منطقی ترین شعاری که تاریخ مبارزات مردم ما پس از جنبش ملی شدن صنعت نفت تا کنون برای مبارزه مرحله ای خود آفریده است، همین شعار "عدم مشروعیت دولت دهم" است اگر با حشو و زوائد قرین نشود، اگر دوستان از سر دوستی نکشانندش به زیر مطالبات بلند مدت و بنیادی، و کم رنگش نکنند.
در باره این گرفتاری بزرگ اپوزیسیون ایرانی که در پای فشاری بر خواسته های بحق خود همواره بی قرار بوده است و در هر لحظه، همه حقوق خود را خواسته است، بحث طولانی و سابقه داری میان مدافعان آن تفکر و برخی چون من معترض به آن نگرش، در صفحات مجازی و کاغذی رسانه ها، به ویژه در خارج از کشور به عمر این مهاجرت جریان داشته است. من از جانب این تفکر معترض حرف زده و می زنم و خوشا که امروز با امیدواری!
ما هر دو طرف پرتوان و بی سرانجام یکدیگر را از چاه و چاله های راه بیم داده ایم. آنها ما را از محافظه کاری و افتادن در دام تقلیل گرایی، و ما آنان را از دام تمامیت خواهی که پی آمدش به گمان مان و شکست پروری است و نشر نامرادی و لاجرم مردمی هر روز بیزار تر از مشارکت سیاسی. دوستان به نوبه خود معتقد بودند که در هر فرصتی طرحِ طرد تمامیت نظام جمهوری اسلامی فرصتی است که به ویژه اینجا در خارج از کشور نباید از دست داد. اما مشکل از آنسو خود را در عمل و سریعتر از استدلال گاه الکن ما نشان می داد زیرا که آنان در همان حال به درستی معتقد و خواستار پیوند فعالیت های خود با تلاش های داخل کشور بودند. اما شیوه طرح شعار های رادیکال و غیر ممکن شان در واقع دیوار حائلی بود میان توانایی ها و ممکنات واقعی در داخل کشور. زیرا اغلب موجب ترساندن آنان از پذیرش حتا ضمنی هر گونه همراهی و همپوشی با مبارزین خارج از کشور می شد و در نهایت هر دو سو امکان بهره مندی از توانایی های یکدیگر را از دست می دادند.
اما اینک ما شاهد رویداد مبارکی هستیم که در سایه همگرایی داخل و خارج و بر بستر تأکید خردمندانه و بی نظیر بر واقعیات جاری دارد نقش می بندد.
مردم به میدان مبارزه دموکراسی خواهی به شیوه ای نوین و دموکراتیک پای نهادند، علیرغم پس زدن قاطع هر موجی که اقتدارگرایان، جتنی مدار ها، شریعتمداری چی ها، برای ایجاد خشونت و اغتشاش می فرستادند، تا پای جان بر مطالبه خود پای فشردند و وقتی عزم دشمنان غافلگیر شده را بر گذشتن بیرحمانه و خائنانه از جان و زندگی خویش سنجیدند، اینک هوشمندانه گامی و فقط گامی! پس نهاده اند تا روحیه ها را از دو سو دیگر کنند. خود را بسازند و "احمدی نژادی"ها را چنانکه سرنوشت شان هست، گمراه رها کنند.
این آتش زیر خاکستر، این عقده هایی که به حکم تاریخ و اینبار به فرمان عقل آفریننده، راه می جوید تا باز برآید، دریافتنی تر از آن است که فقط مخالفان و منکران نظام ببینند. ورود هر روز چهره های تازه تر و تا کنون بر کنار از این عرصه ها، به میدان ِ هشدار و تذکر و حتا نصیحت و همدردی، دارد لحظه ها را در برابر چشمان اقتدارگرایان به شماره می اندازد.
این "لحظه" و این موقع را اما آزادیخواهان در هر صف و جبهه ای، با هر اندیشه ای، در داخل یا خارج از کشور به درستی و به دقت می بینند و می سنجند. در ظرف زمان مجموعه شرایط فعلی "لحظه" است اما این لحظه دارد با ظرافت تقسیم می شود. "عدم مشروعیت دولت دهم" شعار پرقدرت این لحظه است و نه حتی برکناری و نه حتی ابطال انتخبات که شعار درست روزهای پیش بود و در دل این شعار است.
شعار عدم مشروعیت دولت احمدی نژاد را با قدرت و پیگیر پیش بردن به جنبش این امکان را می دهد تا علیرغم هر چه که در چهار سال آینده اتفاق بیافتد، بازیگر دائم صحنه سیاست روز باشد؛ با پیگیری این شعار، آینده ترسناک چهارسال دولتی متزلزل و بی حرمت را برای نظام به تصویر بکشد و او را به چاره جویی بنشاند. برای احیای بخشی از غرور و اعتماد به تاراج رفته این نسل که می تواند فاجعه نه تنها سیاسی، بلکه فرهنگی و اخلاقی را رقم بزند، هیچ اهمیتی ندارد که حاکمان انتخابات را ابطال کنند، احمدی نژاد را برکنار کنند، یا هر شعبده دیگری که در آستین دارند بازی کنند. مهم این است که نسل امروز در مقابل این خیزش عظیم آگاهی که بر شانه های استقامت خود آفریده است، مهر خود را بر صحنه سیاست ایران بزند. او در این راه طوق عدم مشروعیت دولت را به گردن نظام می اندازد تا هر گونه که خود می تواند خود را از قید آن رها کند. این اولین بار است که به جای روند پر زیان تضاد دولت ـ ملت، چرخه فاجعه بار تسلیم و شورش، مردم حاکمیت را به چنین بازی دشواری کشیده اند. اقتدار گرایان در مقابل این موج نیرومند حتا اگر چهار سال حکومت رسوای احمدی نژاد را پاسبانی کنند، اما در هر گام با جنبش مدنی نیرومندی مواجه هستند که نه می توان خفه اش کرد، نه به زندانش افکند و نه به دارش کشید. این شعار، حامیانی نیرومندی درون نظام دارد در عین اینکه ملموس ترین خواسته ملی است و ایضاً حق مسلم ماست. حین دنبال کردن این شعار و این مطالبه، جنبش دموکراتیک که امکان تداوم حضور یافته است، خواهد بالید و لاجرم سامانه های واقعی تری خواهد یافت.حتا بقای ذلت بار احمدی نژاد شکست این جنبش نیست زیرا که هیچ دولتی در ایران گرفتار چنین مبارزه و مبارزان پیگیری نبوده است. ما تمامیت نظام را که هزاران تارو پود بر اذهان بخش وسیعی از جامعه تنیده است، در مقابل خود قرار نمی دهیم. دولت احمدی نژاد اما برای اولین بار توافق همه تحول خواهان و تغییر طلبان است با بخش وسیعی از جامعه اصولگرا و حتا تا کنون غیر منتقد نظام. بر پایه این توافق مشق دموکراسی و آشتی ملی را به زیان تمامیت خواهی و استبداد در این سرزمین بنویسیم.
مليحه محمدي
منطقی ترین شعاری که تاریخ مبارزات مردم ما پس از جنبش ملی شدن صنعت نفت تا کنون برای مبارزه مرحله ای خود آفریده است، همین شعار "عدم مشروعیت دولت دهم" است اگر با حشو و زوائد قرین نشود، اگر دوستان از سر دوستی نکشانندش به زیر مطالبات بلند مدت و بنیادی، و کم رنگش نکنند.
در باره این گرفتاری بزرگ اپوزیسیون ایرانی که در پای فشاری بر خواسته های بحق خود همواره بی قرار بوده است و در هر لحظه، همه حقوق خود را خواسته است، بحث طولانی و سابقه داری میان مدافعان آن تفکر و برخی چون من معترض به آن نگرش، در صفحات مجازی و کاغذی رسانه ها، به ویژه در خارج از کشور به عمر این مهاجرت جریان داشته است. من از جانب این تفکر معترض حرف زده و می زنم و خوشا که امروز با امیدواری!
ما هر دو طرف پرتوان و بی سرانجام یکدیگر را از چاه و چاله های راه بیم داده ایم. آنها ما را از محافظه کاری و افتادن در دام تقلیل گرایی، و ما آنان را از دام تمامیت خواهی که پی آمدش به گمان مان و شکست پروری است و نشر نامرادی و لاجرم مردمی هر روز بیزار تر از مشارکت سیاسی. دوستان به نوبه خود معتقد بودند که در هر فرصتی طرحِ طرد تمامیت نظام جمهوری اسلامی فرصتی است که به ویژه اینجا در خارج از کشور نباید از دست داد. اما مشکل از آنسو خود را در عمل و سریعتر از استدلال گاه الکن ما نشان می داد زیرا که آنان در همان حال به درستی معتقد و خواستار پیوند فعالیت های خود با تلاش های داخل کشور بودند. اما شیوه طرح شعار های رادیکال و غیر ممکن شان در واقع دیوار حائلی بود میان توانایی ها و ممکنات واقعی در داخل کشور. زیرا اغلب موجب ترساندن آنان از پذیرش حتا ضمنی هر گونه همراهی و همپوشی با مبارزین خارج از کشور می شد و در نهایت هر دو سو امکان بهره مندی از توانایی های یکدیگر را از دست می دادند.
اما اینک ما شاهد رویداد مبارکی هستیم که در سایه همگرایی داخل و خارج و بر بستر تأکید خردمندانه و بی نظیر بر واقعیات جاری دارد نقش می بندد.
مردم به میدان مبارزه دموکراسی خواهی به شیوه ای نوین و دموکراتیک پای نهادند، علیرغم پس زدن قاطع هر موجی که اقتدارگرایان، جتنی مدار ها، شریعتمداری چی ها، برای ایجاد خشونت و اغتشاش می فرستادند، تا پای جان بر مطالبه خود پای فشردند و وقتی عزم دشمنان غافلگیر شده را بر گذشتن بیرحمانه و خائنانه از جان و زندگی خویش سنجیدند، اینک هوشمندانه گامی و فقط گامی! پس نهاده اند تا روحیه ها را از دو سو دیگر کنند. خود را بسازند و "احمدی نژادی"ها را چنانکه سرنوشت شان هست، گمراه رها کنند.
این آتش زیر خاکستر، این عقده هایی که به حکم تاریخ و اینبار به فرمان عقل آفریننده، راه می جوید تا باز برآید، دریافتنی تر از آن است که فقط مخالفان و منکران نظام ببینند. ورود هر روز چهره های تازه تر و تا کنون بر کنار از این عرصه ها، به میدان ِ هشدار و تذکر و حتا نصیحت و همدردی، دارد لحظه ها را در برابر چشمان اقتدارگرایان به شماره می اندازد.
این "لحظه" و این موقع را اما آزادیخواهان در هر صف و جبهه ای، با هر اندیشه ای، در داخل یا خارج از کشور به درستی و به دقت می بینند و می سنجند. در ظرف زمان مجموعه شرایط فعلی "لحظه" است اما این لحظه دارد با ظرافت تقسیم می شود. "عدم مشروعیت دولت دهم" شعار پرقدرت این لحظه است و نه حتی برکناری و نه حتی ابطال انتخبات که شعار درست روزهای پیش بود و در دل این شعار است.
شعار عدم مشروعیت دولت احمدی نژاد را با قدرت و پیگیر پیش بردن به جنبش این امکان را می دهد تا علیرغم هر چه که در چهار سال آینده اتفاق بیافتد، بازیگر دائم صحنه سیاست روز باشد؛ با پیگیری این شعار، آینده ترسناک چهارسال دولتی متزلزل و بی حرمت را برای نظام به تصویر بکشد و او را به چاره جویی بنشاند. برای احیای بخشی از غرور و اعتماد به تاراج رفته این نسل که می تواند فاجعه نه تنها سیاسی، بلکه فرهنگی و اخلاقی را رقم بزند، هیچ اهمیتی ندارد که حاکمان انتخابات را ابطال کنند، احمدی نژاد را برکنار کنند، یا هر شعبده دیگری که در آستین دارند بازی کنند. مهم این است که نسل امروز در مقابل این خیزش عظیم آگاهی که بر شانه های استقامت خود آفریده است، مهر خود را بر صحنه سیاست ایران بزند. او در این راه طوق عدم مشروعیت دولت را به گردن نظام می اندازد تا هر گونه که خود می تواند خود را از قید آن رها کند. این اولین بار است که به جای روند پر زیان تضاد دولت ـ ملت، چرخه فاجعه بار تسلیم و شورش، مردم حاکمیت را به چنین بازی دشواری کشیده اند. اقتدار گرایان در مقابل این موج نیرومند حتا اگر چهار سال حکومت رسوای احمدی نژاد را پاسبانی کنند، اما در هر گام با جنبش مدنی نیرومندی مواجه هستند که نه می توان خفه اش کرد، نه به زندانش افکند و نه به دارش کشید. این شعار، حامیانی نیرومندی درون نظام دارد در عین اینکه ملموس ترین خواسته ملی است و ایضاً حق مسلم ماست. حین دنبال کردن این شعار و این مطالبه، جنبش دموکراتیک که امکان تداوم حضور یافته است، خواهد بالید و لاجرم سامانه های واقعی تری خواهد یافت.حتا بقای ذلت بار احمدی نژاد شکست این جنبش نیست زیرا که هیچ دولتی در ایران گرفتار چنین مبارزه و مبارزان پیگیری نبوده است. ما تمامیت نظام را که هزاران تارو پود بر اذهان بخش وسیعی از جامعه تنیده است، در مقابل خود قرار نمی دهیم. دولت احمدی نژاد اما برای اولین بار توافق همه تحول خواهان و تغییر طلبان است با بخش وسیعی از جامعه اصولگرا و حتا تا کنون غیر منتقد نظام. بر پایه این توافق مشق دموکراسی و آشتی ملی را به زیان تمامیت خواهی و استبداد در این سرزمین بنویسیم.
Friday, July 3, 2009
Ahmadinejad is not elected president
We had this wonderful suggestion from Iran: each group of Iranians abroad, prepare a piece of white/green material and sign on it: Ahmadinejad is not Iran's elected president in various languages. Then we SEW these together and hang it from a famous place: ie,Eiffle tower on Ahmadinejd's inaugration.
Now, those who are willing to do so, please let your friends sign the material you purchase (Cotton about 1 meter wide with a free border of 10cm on all four sides for sewing - please sign with waterproof marker). Once you finish, email us and we will give you an address to post it.
Please Note we only have one week to do this so get cracking!
We will let you know when and where we are going to hang it. We want to include it in the Guiness Book of Records.
Now, those who are willing to do so, please let your friends sign the material you purchase (Cotton about 1 meter wide with a free border of 10cm on all four sides for sewing - please sign with waterproof marker). Once you finish, email us and we will give you an address to post it.
Please Note we only have one week to do this so get cracking!
We will let you know when and where we are going to hang it. We want to include it in the Guiness Book of Records.
Thursday, July 2, 2009
Help find out the missing in the post-election Iran
Source:Campaign for Human Rights in Iran; Human Rights Watch; Reporters Without Border.
Thousands of Iranians have gone missing either dead or detained in the post election crackdown. The Guardian, with human rights groups has conducted a unique crowdsourcing project to help find out who the missing are.The Guardian/Thursday 2 Jly 2009
To get up date and information please go to:
www.guardian.co.uk/world/iran
Thousands of Iranians have gone missing either dead or detained in the post election crackdown. The Guardian, with human rights groups has conducted a unique crowdsourcing project to help find out who the missing are.The Guardian/Thursday 2 Jly 2009
To get up date and information please go to:
www.guardian.co.uk/world/iran
Every Sataurday/Gathering of bereaved mothers in the parks
چهارشنبه ۱۰ تير ۱۳۸۸
هر شنبه در پارک ها جمع می شویم
دعوت مادران عزادار از مردم
آرش معتمد
Source:www.roozonline.com
به دنبال دستگیری بیش از 20 نفر از زنان سیاه پوشی که چند روز پیش برای سوگواری در مرگ عزیزان خود در پارک لاله گردآمده بودند، "مادران عزا" با صدور فراخوانی از ادامه این عزاداری ها در روز شنبه هر هفته، بین ساعت 7 تا 8 در پارک های مختلف تهران خبر داد.
در اعلامیه گروه "مادران عزا" آمده است: "سوگواری خاموش و آرام مادران عزادار، عصر شنبه ششم تیرماه 88 در پارک لاله تهران، متاسفانه با هتک حرمت، ضرب و شتم و دستگیری تعدادی از مادران و زنان جوان توسط نیروهای انتظامی و نظامی روبرو شد. به رغم مما نعت نیروهای پلیس از ورود زنان به پارک لاله و متفرق کردن افراد در پارک، بالغ بر 500 تن از مادران توانستند در گوشه و کنار پارک بنشینند و سوگوار فرزندانی شوند که در راهپیمایی های مسالمت آمیز و اعتراضی پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کرده و شهید شده بودند. پیرو فراخوان اولیه مادران عزادار، ما تا پایان دادن به خشونت ها و آزادی کلیه زندانیانی که برای اعتراض به تقلب های انتخاباتی دستگیر شده اند و به ویژه مادران دستگیر شده در پارک لاله و مجازات قاتلان فرزندان مان شنبه های هر هفته از ساعت7 تا 8 بعدازظهر در پارک لاله و دیگر پارک ها به سوگ می نشینیم."
در ادامه این فراخوان می خوانیم: "مادران! حس مادری مان ما را به دادخواهی از خون فرزندانمان و خواست آزادی فرزندان دربندمان واداشته است. از همه شما دعوت می کنیم با حضورتان در گوشه و کنار پارک های مذکور به این حرکت خودجوش مادرانه بپیوندید. اعتراض تان را نسبت به مسئولان با سکوت؛ و همبستگی تان را با مادران عزادار و مردم حق طلب با آمدن تان نشان دهید.
برادران و پسران ما در نیروهای انتظامی و نظامی! ما مادران شما هستیم، با شما با احترام و مادرانه رفتار می کنیم، حرمت مادران را نگاه دارید و به مادران تان خشونت نکنید تا به آه مادران دردمند گرفتار نشوید."
گردهمایی بعدی "مادران عزا" شنبه 13 تیر ماه برگزار می شود. اسامی و آدرس پارک ها به این شرح است: پارک لاله – بلوار کشاورز؛ پارک اندیشه – شریعتی نرسیده به پل سیدخندان؛ پارک ملت – خیابان ولی عصر؛پارک گفتگو- گیشا.
اولین گردهمایی مادران عزا
آزاده حاجی زاده، گاولین گردهمایی مادران عزا در پارک لاله را برای سایت تغییر برای برابری چنین گزارش کرده بود: "درپی فراخوان جمعی از مادران عزادار که قصد داشتند ساعت 7 بعدازظهرشنبه در پارک لاله با سکوت، راهپیمایی آرامی به دور استخر یا آب نمای پارک داشته باشند به پارک لاله رفتم هر چند مادر نیستم ولی برای احترام به مادران عزیز دلم می خواست که تنهای شان نگذارم.این مادران در فراخوان شان نوشته بودند "ساعت 7 شنبه شب؛ همان ساعتی که به ندا آقاسلطان بیرحمانه شلیک شده و اینک سمبل مقاومت فرزندان ما لقب گرفته به یاد بقیه عزیزان کشته شده هم هر هفته ساعت 7 بعدازظهر در حوالی محل کشته شدن ندا خیابان امیرآباد – پارک لاله جمع می شویم و با سکوت خود بغض و غم مان را نشان می دهیم».چند نفر از مادرانی هم که فرزندان شان جزو گمشده ها هستند عکس پسران شان را آورده بودند که دستشان بگیرند. تعدادی از مادران هم با شمع های سیاه و روبان های سیاه آمده بودند که شاید بتوانند در محلی کنار آب نما نشانه ای از عزاداری درست کنند. ازسکوت و بغض شان هم پیدا بود که چه می خواهند؛ شاید سکوت شان گوش ماموران را کر می کرد که بی طاقت شده بودند و گردان گردان نیرو پیاده می کردند و نمایش می دادند. از ساعت 5 بعدازظهرنیروهای پلیس مانع از نشستن زنان روی نیمکت های اطراف استخر شدند و زنان را از پارک خارج می کردند. به برخی هم که اعتراض می کردند می گفتند همه بروند این خانم بماند تا خدمتش برسیم.زنی با چادر مشگی اعتراض می کرد که بگو حکومت نظامی است تا من بروم. ولی مامور چنان دشنام های رکیکی به زن داد که مادری دیگر طاقت نیاورد و گفت ما شما را با لباس شخصی ها فرق می گذاریم شما نباید اینطور صحبت کنید شما نیروی انتظامی هستید و باید قانونی صحبت کنید. اما در جواب، مامور نیروی انتظامی حرف زشت تری به آن مادر زد که همه حرکت کردند به سمت دیگر پارک".
ضرب و شتم مادران
در ادامه این گزارش می خوانیم: "برنامه نشستن و راه رفتن با سکوت را ساعت 7 بعدازظهر اعلام کرده بودند ولی از ساعت 5 بعدازظهر زنان که اغلب میانسال به بالا بودند همه نیمکت ها را، مخصوصا سری دوم یعنی پشت نیمکت های اول را اشغال کرده بودند. همین طور به جمعیت اضافه می شد که دیگر از ورود زنان، بخصوص زنان سیاهپوش به پارک جلوگیری کردند و اتوموبیل های پلیس را به داخل پارک آوردند. یک نفر از ماموران شروع به فیلمبرداری از چهره زنان کرد که همه یکصدا اعتراض کردند و ماموران همه را به یک فرعی هدایت کردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند و عده ای را دستگیر و تجمع را متفرق کردند. تعداد زنان دستگیر شده که به بازداشتگاه موقت شاپور منتقل شده اند بیش از 20 نفر است البته شاید تعدادی را هم به بازداشتگاه وزرا منتقل کرده اند خبری از بازداشتگاههای دیگر نداریم. در بین بازداشت شدگان رهگذرانی که هیچ اطلاعی از این حرکت مادران نداشتند دیده می شدند".
گزارشگر سایت تغییر برای برابری سپس می افزاید: "بهر حال به نظر من حرکتی بود خودجوش که می تواند هر هفته تکرار شود به شرطی که نیروهای پلیس با عقلانیت بیشتری به موضوع نگاه کنند چرا که : نه راه بندانی ایجاد شد، نه شعاری داده شده نه اعلامیه ای پخش شد. هیچ! فقط تعدادی مادر نگران و داغدار با فاصله از هم نشسته بودند و می خواستند با سکوتشان فریاد بزنند.باورنکردنی است که در کشوری که رئیس جمهور آن می گوید در کشور ما آزادی نزدیک به مطلق وجود دارد ازحضور چند مادر، آن هم چند مادر داغدار و نگران، آقایان چنان به هراس می افتند که گویی خدای ناکرده آمریکا یا اسرائیل حمله کرده و طوری نیرو پیاده می کنند و نمایش های رزمی می دهند و پارک را محاصره می کنند که رعب و وحشت عجیبی در بین مردم هم ایجاد بشود تا مبادا دست از پا خطا کنند."
وی سپس از قول مادران می نویسد: "چرا از ما می ترسند؟ اشتباه می کنند باید بگذارند ما مراسم مان را انجام دهیم و کمی آرام بگیریم. اونقدر می آییم تا ذله شان کنیم مگر ما حقی نداریم؟ همه حق ها مال زورگویانه؟ بابا این تاج و تخت به کسی وفا نکرده به این ها هم وفا نخواهد کرد باید احترام خودشان را حفظ کنند. بچه های ما چه گناهی کرده اند که عدالت را باور کرده اند. تقصیر خود ماست سی سال پیش اگر نمی رفتیم تو خیانونها الان بچه هامون راحت تر بودند. پسرم کنکور داشت گفتند برای کنکور آزادش می کنن یک هفته دویدم ولی به قول شان عمل نکردند یکسال درس خونده بود برای کنکور ولی جا موند.صدا و سیما میگوید ندا را اغتشاشگران کشته اند؟ منظورش مردمه آخه کی باور می کنه؟ اگر اغتشاشگران کشته اند چرا اجازه مراسم ختم نمی دهند؟ از صدا و سیما نگویید که اصلا ملی نیست من یک نسخه فراخوان را برای صدا و سیما ایمیل کردم. اگر ملی بود امروز می آمد اینجا و یک گزارش خوب تهیه می کرد اونوقت می گن چرا به صداهای بیگانه گوش می دهید. پلیس های زن هم آورده اند. واقعن این مامور ها چی فکر می کنن. زندگی راحتی دارند؟ بدبختی ها را نمی بینند؟ جوانهای خودشون به این راهپیمایی ها نمی روند؟ چرا اینقدر سعی دارند سرکوب کنند. واقعن از سن و سال ما خجالت نمی کشند؟"
هر شنبه در پارک ها جمع می شویم
دعوت مادران عزادار از مردم
آرش معتمد
Source:www.roozonline.com
به دنبال دستگیری بیش از 20 نفر از زنان سیاه پوشی که چند روز پیش برای سوگواری در مرگ عزیزان خود در پارک لاله گردآمده بودند، "مادران عزا" با صدور فراخوانی از ادامه این عزاداری ها در روز شنبه هر هفته، بین ساعت 7 تا 8 در پارک های مختلف تهران خبر داد.
در اعلامیه گروه "مادران عزا" آمده است: "سوگواری خاموش و آرام مادران عزادار، عصر شنبه ششم تیرماه 88 در پارک لاله تهران، متاسفانه با هتک حرمت، ضرب و شتم و دستگیری تعدادی از مادران و زنان جوان توسط نیروهای انتظامی و نظامی روبرو شد. به رغم مما نعت نیروهای پلیس از ورود زنان به پارک لاله و متفرق کردن افراد در پارک، بالغ بر 500 تن از مادران توانستند در گوشه و کنار پارک بنشینند و سوگوار فرزندانی شوند که در راهپیمایی های مسالمت آمیز و اعتراضی پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کرده و شهید شده بودند. پیرو فراخوان اولیه مادران عزادار، ما تا پایان دادن به خشونت ها و آزادی کلیه زندانیانی که برای اعتراض به تقلب های انتخاباتی دستگیر شده اند و به ویژه مادران دستگیر شده در پارک لاله و مجازات قاتلان فرزندان مان شنبه های هر هفته از ساعت7 تا 8 بعدازظهر در پارک لاله و دیگر پارک ها به سوگ می نشینیم."
در ادامه این فراخوان می خوانیم: "مادران! حس مادری مان ما را به دادخواهی از خون فرزندانمان و خواست آزادی فرزندان دربندمان واداشته است. از همه شما دعوت می کنیم با حضورتان در گوشه و کنار پارک های مذکور به این حرکت خودجوش مادرانه بپیوندید. اعتراض تان را نسبت به مسئولان با سکوت؛ و همبستگی تان را با مادران عزادار و مردم حق طلب با آمدن تان نشان دهید.
برادران و پسران ما در نیروهای انتظامی و نظامی! ما مادران شما هستیم، با شما با احترام و مادرانه رفتار می کنیم، حرمت مادران را نگاه دارید و به مادران تان خشونت نکنید تا به آه مادران دردمند گرفتار نشوید."
گردهمایی بعدی "مادران عزا" شنبه 13 تیر ماه برگزار می شود. اسامی و آدرس پارک ها به این شرح است: پارک لاله – بلوار کشاورز؛ پارک اندیشه – شریعتی نرسیده به پل سیدخندان؛ پارک ملت – خیابان ولی عصر؛پارک گفتگو- گیشا.
اولین گردهمایی مادران عزا
آزاده حاجی زاده، گاولین گردهمایی مادران عزا در پارک لاله را برای سایت تغییر برای برابری چنین گزارش کرده بود: "درپی فراخوان جمعی از مادران عزادار که قصد داشتند ساعت 7 بعدازظهرشنبه در پارک لاله با سکوت، راهپیمایی آرامی به دور استخر یا آب نمای پارک داشته باشند به پارک لاله رفتم هر چند مادر نیستم ولی برای احترام به مادران عزیز دلم می خواست که تنهای شان نگذارم.این مادران در فراخوان شان نوشته بودند "ساعت 7 شنبه شب؛ همان ساعتی که به ندا آقاسلطان بیرحمانه شلیک شده و اینک سمبل مقاومت فرزندان ما لقب گرفته به یاد بقیه عزیزان کشته شده هم هر هفته ساعت 7 بعدازظهر در حوالی محل کشته شدن ندا خیابان امیرآباد – پارک لاله جمع می شویم و با سکوت خود بغض و غم مان را نشان می دهیم».چند نفر از مادرانی هم که فرزندان شان جزو گمشده ها هستند عکس پسران شان را آورده بودند که دستشان بگیرند. تعدادی از مادران هم با شمع های سیاه و روبان های سیاه آمده بودند که شاید بتوانند در محلی کنار آب نما نشانه ای از عزاداری درست کنند. ازسکوت و بغض شان هم پیدا بود که چه می خواهند؛ شاید سکوت شان گوش ماموران را کر می کرد که بی طاقت شده بودند و گردان گردان نیرو پیاده می کردند و نمایش می دادند. از ساعت 5 بعدازظهرنیروهای پلیس مانع از نشستن زنان روی نیمکت های اطراف استخر شدند و زنان را از پارک خارج می کردند. به برخی هم که اعتراض می کردند می گفتند همه بروند این خانم بماند تا خدمتش برسیم.زنی با چادر مشگی اعتراض می کرد که بگو حکومت نظامی است تا من بروم. ولی مامور چنان دشنام های رکیکی به زن داد که مادری دیگر طاقت نیاورد و گفت ما شما را با لباس شخصی ها فرق می گذاریم شما نباید اینطور صحبت کنید شما نیروی انتظامی هستید و باید قانونی صحبت کنید. اما در جواب، مامور نیروی انتظامی حرف زشت تری به آن مادر زد که همه حرکت کردند به سمت دیگر پارک".
ضرب و شتم مادران
در ادامه این گزارش می خوانیم: "برنامه نشستن و راه رفتن با سکوت را ساعت 7 بعدازظهر اعلام کرده بودند ولی از ساعت 5 بعدازظهر زنان که اغلب میانسال به بالا بودند همه نیمکت ها را، مخصوصا سری دوم یعنی پشت نیمکت های اول را اشغال کرده بودند. همین طور به جمعیت اضافه می شد که دیگر از ورود زنان، بخصوص زنان سیاهپوش به پارک جلوگیری کردند و اتوموبیل های پلیس را به داخل پارک آوردند. یک نفر از ماموران شروع به فیلمبرداری از چهره زنان کرد که همه یکصدا اعتراض کردند و ماموران همه را به یک فرعی هدایت کردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند و عده ای را دستگیر و تجمع را متفرق کردند. تعداد زنان دستگیر شده که به بازداشتگاه موقت شاپور منتقل شده اند بیش از 20 نفر است البته شاید تعدادی را هم به بازداشتگاه وزرا منتقل کرده اند خبری از بازداشتگاههای دیگر نداریم. در بین بازداشت شدگان رهگذرانی که هیچ اطلاعی از این حرکت مادران نداشتند دیده می شدند".
گزارشگر سایت تغییر برای برابری سپس می افزاید: "بهر حال به نظر من حرکتی بود خودجوش که می تواند هر هفته تکرار شود به شرطی که نیروهای پلیس با عقلانیت بیشتری به موضوع نگاه کنند چرا که : نه راه بندانی ایجاد شد، نه شعاری داده شده نه اعلامیه ای پخش شد. هیچ! فقط تعدادی مادر نگران و داغدار با فاصله از هم نشسته بودند و می خواستند با سکوتشان فریاد بزنند.باورنکردنی است که در کشوری که رئیس جمهور آن می گوید در کشور ما آزادی نزدیک به مطلق وجود دارد ازحضور چند مادر، آن هم چند مادر داغدار و نگران، آقایان چنان به هراس می افتند که گویی خدای ناکرده آمریکا یا اسرائیل حمله کرده و طوری نیرو پیاده می کنند و نمایش های رزمی می دهند و پارک را محاصره می کنند که رعب و وحشت عجیبی در بین مردم هم ایجاد بشود تا مبادا دست از پا خطا کنند."
وی سپس از قول مادران می نویسد: "چرا از ما می ترسند؟ اشتباه می کنند باید بگذارند ما مراسم مان را انجام دهیم و کمی آرام بگیریم. اونقدر می آییم تا ذله شان کنیم مگر ما حقی نداریم؟ همه حق ها مال زورگویانه؟ بابا این تاج و تخت به کسی وفا نکرده به این ها هم وفا نخواهد کرد باید احترام خودشان را حفظ کنند. بچه های ما چه گناهی کرده اند که عدالت را باور کرده اند. تقصیر خود ماست سی سال پیش اگر نمی رفتیم تو خیانونها الان بچه هامون راحت تر بودند. پسرم کنکور داشت گفتند برای کنکور آزادش می کنن یک هفته دویدم ولی به قول شان عمل نکردند یکسال درس خونده بود برای کنکور ولی جا موند.صدا و سیما میگوید ندا را اغتشاشگران کشته اند؟ منظورش مردمه آخه کی باور می کنه؟ اگر اغتشاشگران کشته اند چرا اجازه مراسم ختم نمی دهند؟ از صدا و سیما نگویید که اصلا ملی نیست من یک نسخه فراخوان را برای صدا و سیما ایمیل کردم. اگر ملی بود امروز می آمد اینجا و یک گزارش خوب تهیه می کرد اونوقت می گن چرا به صداهای بیگانه گوش می دهید. پلیس های زن هم آورده اند. واقعن این مامور ها چی فکر می کنن. زندگی راحتی دارند؟ بدبختی ها را نمی بینند؟ جوانهای خودشون به این راهپیمایی ها نمی روند؟ چرا اینقدر سعی دارند سرکوب کنند. واقعن از سن و سال ما خجالت نمی کشند؟"
Wednesday, July 1, 2009
Faces of the detained, kidnapped, tortured or possibly killed in the recent election coup
Datablog: download the details as a spreadsheet
http://www.guardian.co.uk/world/interactive/2009/jun/29/iran-election-dead-detained
http://www.guardian.co.uk/world/interactive/2009/jun/29/iran-election-dead-detained
3000 Iranians & Germans gather in Frankfurt
Source:www.women's field.com
گزارش از تظاهرات 3000 نفری ایرانیان و آلمانیها در حمایت از مبارزات مردم ایران- فرانکفورت
گزارش از شادی امینبه همراه متن پیام فعالین جنبش زنان از ایران
در این میتینگ خانم نرگس اسکندری- گرونبرگ" مسئول انتگراسیون"، دانیل کنبندیت (نماینده پارلمان اروپا) و یک نماینده از طرف شهردار فرانکفورت، خانم قدسی حجازی و شماری از نمایندگان احزاب، سندیکا و نهاد های دانشجویی سخنرانی کردند.
***
این برای اولین بار بود که تجمعی در این وسعت در حمایت از اعتراضات مردم ایران پس از سال 89 برگزار میشد. آخرین تظاهرات در این ابعاد در سال 89 و در اعتراض به سفر گنشر وزیر امور خارجه وقت آلمان به ایران و کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی بود که با حضور بیش از 3000 نفر صورت گرفت.با کمال خوشوقتی شاهد رشد اجتماعات اینچنینی و افزایش فعالیت جوانان و دانشجویان در این حرکات هستیم. از سوی دیگر این تظاهرات ها و حرکات میرود تا به حرکات ایران نزدیک تر شده و همبسته تر و با علنیت در خور خواسته های مردم ایران برای دمکراسی و آزادی را فریاد کند.در تظاهرات روز شنبه پیامی نیز از طرف "جمعی از زنان فعال جنبش زنان در ایران" قرائت شد که به شدت مورد استقبال حاضرین صورت گرفت.در عین حال برنامه موسیقی و اجرای ترانه ای از ترسی چپمن توسط"آژین" و همچنین پخش ترانه سرودهای "بهاران حجسته باد" و "یار دبستانی" و همراهی گروه موزیک"برادران ندا" باعث تنوع برنامه ها شده و به آن شور و حال ویژه ای میبخشید.شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی"شبکه" یکی از سازماندهندگان این میتینگ بود. ما با طرح شعارهای مربوط به زنان و پخش اعلامیه و همینطور پیام فعالین جنبش زنان از ایران توانستیم مسائل و مطالبات زنان را برجسته کنیم. سخنرانی قدسی حجازی نیز در همین رابطه ایراد شد و به شرکت زنان و مطالباتشان در حرکات اخیر پرداخت.شعارهای این تظاهرات "مرگ بر دیکتاتور" ، "زنده باد آزادی" بودند که به ویژه در پایان با شعار مرگ بر جمهوری اسلامی از سوی جمعیت حاضر در هم آمیخت.حضور گسترده زنان در این میتینگ چشمگیر بود. از سوی دیگر حضور سه نسل از فعالان سیاسی در خارج از کشور در کنار جوانان و فرزندان اینان نشان از یگانگی حس همراهی و پشتیبانی از مبارزات مردم ایران برای دمکراسی و علیه سرکوب و نقض حقوقشان دارد.به امید به بار نشستن این تلاشها و به امید اینکه این خونها بر زمین نماند ...
// پیام جمعی از فعالان جنبش زنان به میتینگ وسیع فرانکفورت
امروز، زنان ایران، در صف اول مبارزات مردمی برای دموکراسی و آزادی قرار دارند. تلاشهای فعالان جنبش زنان در دهه های گذشته سرانجام خودآگاهی جنسیتی زنان را در مبارزات دموکراسی خواهی مرئی گردانید؛ مفهوم سنتی مادر وابسته مبدل به تصویر شیرزنانی شدکه سینه خود را در برابر نیروهای نظامی سپر می کنند تا فرزندان این مرز و بوم را از هجوم ضربه آنان محافظت کنند.
در بسیاری از حوادث، دختران جوان پیشاپیش صفوف معترضان هستند و مردان را به ایستادگی در برابر یورش نیروهای سرکوبگر فرا می خوانند. زنان به رغم محافظه کاری مردانشان، خانه های خود را به روی مردم گشوده و از آنان محافظت می کنند. شور دموکراسی خواهی زنان را از چارچوب خانه و خانه داری و اطاعت از شوهران فراتر برده و آنها با حضور مستقل خود تمامی قواعد مردسالاری را به چالش کشیده اند.
مبارزه برابر زنان، به خشونت طلبان نیز ثابت کرده است که مبارزه زن و مرد نمی شناسد؛ زنان هم مانند مردان، کتک می خورند، بازداشت می شوند، زخمی می شوند و به قتل می رسند. مهمتر از همه، سمبل مبارزه خودجوش مردم برای دموکراسی، زنده یاد، ندا آقا سلطان، دختر جوانی است که با خون خود شعله مبارزه را در جان میلیونها ایرانی زنده نگه داشته است.
تمام اینها نشانگر تفاوت قابل توجه اعتراضات خیابانی اخیر با اعتراضات پیشین است و نشان می دهد که زنان عملا خواست برابری و رفع تبعیض جنسیتی را که سالهاست برای آن مبارزه کرده اند، در خیابانها به عرصه ظهور رسانده و مرزهای جداسازی جنسیتی را که به سنت مبارزات شهروندی ایران تحمیل شده بود، در هم ریخته اند. زنان ایرانی با هم آوایی خود در شعارهای دموکراسی خواهانه، نشان دادند که به خوبی آگاهند برابری جنسیتی و دموکراسی خواهی از یک مسیر می گذرند و هیچ آزادی بدون رهایی زنان محقق نخواهد شد .به امید پیروزی و تحقق خواسته هایمان
تهران27 ژوئن 2009
گزارش از تظاهرات 3000 نفری ایرانیان و آلمانیها در حمایت از مبارزات مردم ایران- فرانکفورت
گزارش از شادی امینبه همراه متن پیام فعالین جنبش زنان از ایران
در این میتینگ خانم نرگس اسکندری- گرونبرگ" مسئول انتگراسیون"، دانیل کنبندیت (نماینده پارلمان اروپا) و یک نماینده از طرف شهردار فرانکفورت، خانم قدسی حجازی و شماری از نمایندگان احزاب، سندیکا و نهاد های دانشجویی سخنرانی کردند.
***
این برای اولین بار بود که تجمعی در این وسعت در حمایت از اعتراضات مردم ایران پس از سال 89 برگزار میشد. آخرین تظاهرات در این ابعاد در سال 89 و در اعتراض به سفر گنشر وزیر امور خارجه وقت آلمان به ایران و کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی بود که با حضور بیش از 3000 نفر صورت گرفت.با کمال خوشوقتی شاهد رشد اجتماعات اینچنینی و افزایش فعالیت جوانان و دانشجویان در این حرکات هستیم. از سوی دیگر این تظاهرات ها و حرکات میرود تا به حرکات ایران نزدیک تر شده و همبسته تر و با علنیت در خور خواسته های مردم ایران برای دمکراسی و آزادی را فریاد کند.در تظاهرات روز شنبه پیامی نیز از طرف "جمعی از زنان فعال جنبش زنان در ایران" قرائت شد که به شدت مورد استقبال حاضرین صورت گرفت.در عین حال برنامه موسیقی و اجرای ترانه ای از ترسی چپمن توسط"آژین" و همچنین پخش ترانه سرودهای "بهاران حجسته باد" و "یار دبستانی" و همراهی گروه موزیک"برادران ندا" باعث تنوع برنامه ها شده و به آن شور و حال ویژه ای میبخشید.شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی"شبکه" یکی از سازماندهندگان این میتینگ بود. ما با طرح شعارهای مربوط به زنان و پخش اعلامیه و همینطور پیام فعالین جنبش زنان از ایران توانستیم مسائل و مطالبات زنان را برجسته کنیم. سخنرانی قدسی حجازی نیز در همین رابطه ایراد شد و به شرکت زنان و مطالباتشان در حرکات اخیر پرداخت.شعارهای این تظاهرات "مرگ بر دیکتاتور" ، "زنده باد آزادی" بودند که به ویژه در پایان با شعار مرگ بر جمهوری اسلامی از سوی جمعیت حاضر در هم آمیخت.حضور گسترده زنان در این میتینگ چشمگیر بود. از سوی دیگر حضور سه نسل از فعالان سیاسی در خارج از کشور در کنار جوانان و فرزندان اینان نشان از یگانگی حس همراهی و پشتیبانی از مبارزات مردم ایران برای دمکراسی و علیه سرکوب و نقض حقوقشان دارد.به امید به بار نشستن این تلاشها و به امید اینکه این خونها بر زمین نماند ...
// پیام جمعی از فعالان جنبش زنان به میتینگ وسیع فرانکفورت
امروز، زنان ایران، در صف اول مبارزات مردمی برای دموکراسی و آزادی قرار دارند. تلاشهای فعالان جنبش زنان در دهه های گذشته سرانجام خودآگاهی جنسیتی زنان را در مبارزات دموکراسی خواهی مرئی گردانید؛ مفهوم سنتی مادر وابسته مبدل به تصویر شیرزنانی شدکه سینه خود را در برابر نیروهای نظامی سپر می کنند تا فرزندان این مرز و بوم را از هجوم ضربه آنان محافظت کنند.
در بسیاری از حوادث، دختران جوان پیشاپیش صفوف معترضان هستند و مردان را به ایستادگی در برابر یورش نیروهای سرکوبگر فرا می خوانند. زنان به رغم محافظه کاری مردانشان، خانه های خود را به روی مردم گشوده و از آنان محافظت می کنند. شور دموکراسی خواهی زنان را از چارچوب خانه و خانه داری و اطاعت از شوهران فراتر برده و آنها با حضور مستقل خود تمامی قواعد مردسالاری را به چالش کشیده اند.
مبارزه برابر زنان، به خشونت طلبان نیز ثابت کرده است که مبارزه زن و مرد نمی شناسد؛ زنان هم مانند مردان، کتک می خورند، بازداشت می شوند، زخمی می شوند و به قتل می رسند. مهمتر از همه، سمبل مبارزه خودجوش مردم برای دموکراسی، زنده یاد، ندا آقا سلطان، دختر جوانی است که با خون خود شعله مبارزه را در جان میلیونها ایرانی زنده نگه داشته است.
تمام اینها نشانگر تفاوت قابل توجه اعتراضات خیابانی اخیر با اعتراضات پیشین است و نشان می دهد که زنان عملا خواست برابری و رفع تبعیض جنسیتی را که سالهاست برای آن مبارزه کرده اند، در خیابانها به عرصه ظهور رسانده و مرزهای جداسازی جنسیتی را که به سنت مبارزات شهروندی ایران تحمیل شده بود، در هم ریخته اند. زنان ایرانی با هم آوایی خود در شعارهای دموکراسی خواهانه، نشان دادند که به خوبی آگاهند برابری جنسیتی و دموکراسی خواهی از یک مسیر می گذرند و هیچ آزادی بدون رهایی زنان محقق نخواهد شد .به امید پیروزی و تحقق خواسته هایمان
تهران27 ژوئن 2009
Subscribe to:
Posts (Atom)